تاریخ پیدایش این بنا به طور رسمی به 29 ژانویه 1240 برمی گردد، زمانی که فدریکو دوم هوهن اشتاوفن به ریکاردو دا مونتفوسکولو، Giustiziere di Capitanata دستور داد تا مواد و همه چیز لازم را برای ساختن یک قلعه در کلیسای Sancta Maria de Monte (اکنون ناپدید شده) آماده کند. ). اما این تاریخ مورد قبول همه محققان نیست: به گفته برخی، در واقع ساخت قلعه در آن تاریخ به پشت بام ها رسیده بود.از قرن هفدهم یک دوره طولانی متروکه به دنبال داشت که طی آن قلعه از وسایل و تزئینات دیوارهای مرمری خود خلع شد (که آثار آن فقط در پشت سرستون ها قابل مشاهده است) و نه تنها به زندان، بلکه پناهگاهی برای چوپانان، راهزنان و سارقان تبدیل شد. پناهندگان سیاسی در سال 1876 قلعه، در شرایط حفاظتی بسیار نامطمئن، سرانجام (به مبلغ 25000 پوند) توسط دولت ایتالیا خریداری شد، که ترتیب بازسازی آن را از سال 1879 آغاز کرد. در سال 1928 بازسازی به کارگردانی معمار Quagliati، به نظر می رسید که آن را حذف کرد. خارج از قلعه و تخریب بخشی از سازه های ناامن، بازسازی آنها بعدا به قلعه ظاهری "جوان شده" داد. این امر جلوی وخامت آن را نگرفت و باید بین سالهای 1975 و 1981 بازسازی بیشتری انجام میشد. در سال 1936 قلعه دل مونته به عنوان یک اثر ملی اعلام شد.در سال 1996 یونسکو آن را به دلیل دقت ریاضی و نجومی اشکال آن و برای اتحاد هماهنگ عناصر فرهنگی شمال اروپا، جهان اسلام و دوران باستان کلاسیک در فهرست میراث جهانی قرار داد که نمونه بارز قرون وسطی است.اگرچه معمولاً از آن به عنوان "قلعه" یاد می شود، عملکرد دقیق این بنای باشکوه هنوز ناشناخته است. از نظر معماری عاری از عناصر و خندقهای نظامی، که در موقعیتی غیراستراتژیک قرار گرفتهاند، در واقع ساختمان احتمالاً یک قلعه نبوده است. علاوه بر این، برخی از عناصر ساخت و ساز این فرضیه را به طور قطعی رد می کند: به عنوان مثال، پلکان های مارپیچ در برج ها در جهت مخالف عقربه های ساعت چیده شده اند (برخلاف سایر سازه های دفاعی آن زمان)، وضعیتی که ساکنان قلعه را قرار می دهد. در مقابل هر مهاجمی ضرر داشت زیرا آنها مجبور بودند سلاح را با دست چپ نگه دارند. علاوه بر این، حفره ها بسیار باریک هستند حتی برای فرضیه پرتاب فلش.حتی این فرضیه که این یک کلبه شکار بود، فعالیتی که بسیار مورد علاقه حاکم بود، با وجود زیور آلات زیبا و عدم وجود اصطبل و سایر محیط های معمولی برای اقامتگاه های شکار مورد تردید قرار می گیرد.با توجه به نمادگرایی قوی ای که با آن آغشته شده است، این فرضیه مطرح شده است که این ساختمان می تواند نوعی معبد یا شاید نوعی معبد دانش باشد که در آن فرد بدون مزاحمت خود را وقف مطالعه علم کند.در هر صورت، خود را به عنوان یک اثر معماری باشکوه، ترکیبی از دانش ریاضی، هندسی و نجومی تصفیه شده نشان می دهد.برخی عدم تقارن های جزئی در چیدمان تزیینات باقیمانده و درهای داخلی، در صورتی که به دلیل غارت یا تغییر نبود، به برخی از محققان این ایده را مطرح کرده است که قلعه و اتاق های آن، اگرچه از نظر هندسی کامل هستند، اما به گونه ای طراحی شده اند که از طریق نوعی از آن لذت ببرند. «مسیر» اجباری که احتمالاً با معیارهای نجومی مرتبط است.برای توضیح کمبود کلی راهروها، همچنین این فرضیه مطرح شده است که در سطح طبقه اول زمانی یک گالری چوبی وجود داشت که اکنون ناپدید شده است، در سمتی که رو به حیاط داخلی است، که امکان دسترسی مستقل به اتاقها را فراهم میکرد.یک فرضیه اخیر عملکرد یک مرکز تندرستی را به ساختمان، مناسب برای بازسازی و مراقبت از بدن، بر اساس مدل حمام عربی اختصاص می دهد. چندین عنصر از ساخت و ساز وجود دارد که به این سمت منتهی می شود: سیستم های متعدد و مبتکرانه کانال کشی و جمع آوری آب، مخازن متعدد برای حفاظت، وجود قدیمی ترین حمام های تاریخ، ساختار خاص کل مجموعه، اجباری. مسیر داخلی و شکل هشت ضلعی.با توجه به شکل هشت ضلعی آن، با تعداد هشت ضلعی قرار گرفته در رئوس پلان مرکزی، می توان فرض کرد که ساختمان به گونه ای ساخته شده است که شکل تاج را یادآوری کند. این کارکرد Castel del Monte را توضیح میدهد، که تأییدی بیشتر بر قدرت امپراتوری، یک بنای تاریخی است.هشت ضلعی که پلان مجموعه و عناصر آن بر اساس آن شکل گرفته است یک شکل هندسی بسیار نمادین است: این شکل میانی بین مربع، نماد زمین و دایره است که نشان دهنده بی نهایت آسمان است، و بنابراین علامت گذار از یکی به دیگریانتخاب هشت ضلعی می تواند از گنبد صخره در اورشلیم، که فردریک دوم در طول ششمین جنگ صلیبی دیده بود، یا از کلیسای کوچک پالاتین در آخن ناشی شود.کل بنا با نمادهای نجومی قوی آغشته شده و موقعیت آن بررسی شده است تا در روزهای انقلاب و اعتدال سایه های ایجاد شده از دیوارها جهت خاصی داشته باشد. مثلاً در ظهر روز اعتدال پاییزی، سایههای دیوارها کاملاً به طول حیاط داخلی میرسد و دقیقاً یک ماه بعد تمام طول اتاقها را نیز میپوشاند. دو بار در سال (8 آوریل و 8 اکتبر و مهر در آن زمان هشتمین ماه سال در نظر گرفته می شد) علاوه بر این، پرتوی از آفتاب از پنجره دیوار جنوب شرقی وارد می شود و با عبور از پنجره به سمت حیاط داخلی می چرخد. ، بخشی از دیوار را که قبلاً نقش برجسته ای در آن تراشیده شده بود، روشن می کند.دو شیر روی دو ستون طرف دروازه ورودی خمیده اند، یکی در سمت راست به سمت چپ و بالعکس، رو به نقاطی در افق است که در آن خورشید در دو انقلاب تابستانی و زمستانی طلوع می کند.یک ویژگی دیگر را می توان در ساختمان ذکر کرد: پنج شومینه به طور ایده آل به پنج مخزن آب زیر برج ها متصل می شوند. برخی این حضور را به سخنان انجیل لوقا ربط داده اند: «امروز شما را با آب تعمید می دهم، اما کسی که شما را با آتش تعمید خواهد داد، خواهد آمد» و بدین ترتیب این فرضیه را تأیید می کند که از این بنا به عنوان معبدی استفاده می شده است.توجه شده است که چگونه این ساختمان، که از دور دیده می شود، بسیار شبیه به یک تاج و به ویژه تاج است که فردریک دوم با آن تاج گذاری کرده است (همچنین هشت ضلعی).در حالت ایدهآل، اگر بخواهیم درگاه ورودی ساختمان را با یک خط عمودی که از محور آن می گذرد برش دهیم، میتوان یک F بزرگ را دید، حرف اول حاکمیتی که آن را میخواست و شاید به این ترتیب علامت و امضای خود را به جا گذاشته بود. علاوه بر این، نحوه چیدمان پلهها به گونهای مورد مطالعه قرار میگرفت که هرکسی که آن را ترک میکند، هرگز نتواند پشت به ساختمان یا حروف اول مردی که آن را ساخته است، کند.عدد هشت در عناصر مختلف این بنا تکرار می شود: شکل هشت ضلعی بنا، حیاط داخلی و هشت برج در بالا، هشت اتاق داخلی، حوض داخلی که باید هشت ضلعی باشد، هشت گل شبدر در قاب سمت چپ. در درگاه ورودی، هشت برگ دیگر در قاب پایین، هشت برگ روی سرستونهای ستونها در اتاقها، هشت برگ روی کیستون، هشت برگ درخت انگور روی سنگ کلید اتاق اول در طبقه همکف، هشت برگ آفتابگردان در سنگ كليد اتاق ديگر، هشت برگ و هشت گلبرگ در اتاق پنجم، هشت برگ آكانتوس روي سنگ كليد اتاق هشتم، هشت برگ انجير بر روي سنگ كليد اتاق هشتم در طبقه بالا.