لویی مانتین، یک زیباروی فرانسوی که شیفته مرگ و گذر زمان بود، پس از مرگش دید منحصر به فردی برای خانه خود داشت. وی در وصیت نامه خود تصریح کرده است که محل اقامتش باید به موزه تبدیل شود، اما با یک پیچ و تاب خاص: این موزه 100 سال پس از درگذشت او افتتاح می شد.مانتین ثروت قابل توجهی را از پدرش به ارث برد و از آنجایی که ازدواج نکرده و فرزندی نداشت، به اشتیاق خود برای جمع آوری اشیاء مختلف پرداخت. مجموعه او شامل اقلام متنوعی مانند یادگارهای مصری، قفل ها و کلیدهای قرون وسطایی، جمجمه میمون و ماهی پر شده بود. با این حال، او که میدانست زمانش با مجموعه ارزشمندش محدود خواهد بود، برنامهای برای جاودانه کردن خانهاش و نمایش زندگیاش بهعنوان یک جنتلمن فرهیخته طراحی کرد که در پایان قرن زندگی میکرد.پس از مرگ او در سال 1905، وصیت نامه مانتین به وضوح تمایل او را برای تبدیل شدن این خانه به موزه دقیقاً یک قرن بعد نشان داد. با این حال، وی مشخص نکرد که در این سال ها با این خانه چه باید کرد. در نتیجه، این اقامتگاه به تدریج رو به ویرانی رفت و در قفل و بی توجهی باقی ماند. با گذشت زمان، کرمها و کپکها به خانه راه پیدا کردند و با مجسمههای مانتین و کاغذ دیواریهای پیچیده مخلوط شدند.در سال 2010 بود که یکی از بستگان دور وصیت نامه لوئیس مانتین را کشف کرد و یک پروژه بازسازی گسترده را آغاز کرد. این خانه با دقت بازسازی شد و سرانجام درهای خود را به عنوان موزه باز کرد، همانطور که مانتین تصور می کرد. امروزه هم مردم محلی و هم بازدیدکنندگان این فرصت را دارند که از این دنیای پنهان که برای یک قرن دست نخورده باقی مانده بود شگفت زده شوند. آنها میتوانند مجموعههای متنوع مانتین، از جمله توالت آبشویی و کف گرمایش، که در سال 1905 امکانات رفاهی لوکسی در نظر گرفته میشد را تحسین کنند.موزه لوئیس مانتین به عنوان یک کپسول زمان عمل می کند و نگاهی اجمالی به زندگی و علایق مردی را ارائه می دهد که مشتاق حفظ میراث خود بود. این به عنوان شاهدی بر شخصیت منحصر به فرد مانتین و فداکاری تزلزل ناپذیر او برای اطمینان از اینکه نسل های آینده می توانند از مجموعه قابل توجه او و فضای دوران او قدردانی کنند، می باشد.