RSS   Help?
add movie content
Back

قلعه استروزاوولپه و ا ...

  • 53036 Poggibonsi SI, Italia
  •  
  • 0
  • 55 views

Share

icon rules
Distance
0
icon time machine
Duration
Duration
icon place marker
Type
Fantasmi e Leggende
icon translator
Hosted in
Persian

Description

این قلعه در سال 1154 ساخته شده است و به احتمال زیاد نام استروزاوولپ از اسکوریاولپ گرفته شده است. در اینجا توسط بنوسیو دا سالیمبنی ساخته شد و سپس به فلورانس ادیماری فروخته شد. به دنبال از کاسیا و یا بزرگراه شما نمی تواند کمک کند اما متوجه دیوار تا حد زیادی معتبر و اصلی خود, سپس ما پل متحرک به عنوان یک قلعه قرون وسطی واقعی و قوس با شکوه ساخته شده از سنگ را ببینید. در امتداد محیط ساختمان های گسترده ای ساخته شده در یک دوره قطعا بعد از قلعه اما از ارزش تاریخی بالا وجود دارد. استاد داستان های مختلفی را برای ما تعریف می کند که افسانه استروزاوولپ را تشکیل داده است, افسانه ها, نبردهای خونین و داستان های عاشقانه. اما حتی اگر استادان ادعای حضور واقعی ارواح را نداشته باشند قطعا افسانه های عجیبی را که در اطراف این قلعه شکل گرفته اند انکار نمی کنند. این از یک شبح روباه است که در شبهای ماه کامل در اطراف قلعه سرگردان است. این گسل متعلق به یک بونیفازیو دوک و مارکی توسکانی است که سرسختانه می خواست این قلعه را بسازد علی رغم اینکه یک روباه عجیب در این نزدیکی بود که حتی شجاع ترین شوالیه ها را نیز فرار می کرد. بنابراین شروع به شکار روباه واقعی, اما هیچ کس نمی تواند ببینید که او سرگرم کننده حتی شکارچیان ماهر ترین با نشان دادن و پنهان کردن بلافاصله ساخته شده. اما عجیب ترین چیز این است که به نظر می رسد روباه شکارچیان خود را با تف دادن شعله ور از دهانش دور نگه داشته است. شاهزاده خورشتی روباه تصمیم می گیرد به بازی حیله گری, بنابراین پنهان شده در جنگل او موفق به گرفتن او را با یک دام, خفه او را با یک laccio.Ma رضایت شاهزاده زمانی پایان یافت که شعبده باز دربار به او گفت که قلعه به اندازه بدن روباه دوام خواهد داشت. سپس شاهزاده بدن روباه را با ریختن مقدار زیادی طلای مذاب مومیایی کرد و همه چیز را در مکانی مخفی شاید پایه های قلعه پنهان کرد. شاهزاده همچنین مجبور شد از گنج گرانبها محافظت کند سه شوالیه که قرار بود تمام زندگی خود را از روباه محافظت کنند. این در پایان قرن ما اتفاق می افتد که یک میسون, کار با کلنگ زدن, می یابد غارت خوب, اما او حتی نمی تواند شادی چرا که فقط پس از سه شوالیه که او را ضرب و شتم و روباه را در جای دیگری مخفی می کردند. حتی امروز, در شب ماه کامل, یک روباه بزرگ دیده می شود سرگردان در اطراف محل, پایان دادن به پنهان شدن در خندق از قلعه, در حال حاضر خشک. مطالعات زیادی روی حیوانات انجام شده است زیرا به نظر می رسد چیزی بیش از انسان دارند. در واقع به نظر می رسد که یک سگ می تواند ارواح را ببیند و بلایای طبیعی را قبل از وقوع احساس کند. یک بار سگی پیدا شد که به نظر می رسید می خواهد ارباب خود را گاز بگیرد, مرده, فقط هوا را گاز می گیرد اما به یک نقطه ثابت در باطل نگاه می کند. به نظر می رسد که روباه استروزاوولپه, بهانه جناس, نقش بدون شک دفاع مداوم از قلعه را مجسم می کند. ساختمان مرکزی قلعه با یادگارهای یک دوره از راه دور تزیین شده است که امروزه نیز اتاقهای وسیع را مبله می کند. مانند "اتاق قرمز" جایی که کاساندرا فرانچسکی در شرکت شیرین صفحه ای از همسرش جیانوزو دا کاپارلو پیدا شد. شوهر اطمینان حاصل کرد که تا زمانی که ممکن است با دیوارکشی زنده در دیوار سرگرم شوند. تاسف تقریبا در همه جا شنیده, اما به خصوص در همان اتاق که دو مرد مایه تاسف تا زنده دیواری شد. حضور تعریف "مستمر و محسوس فراتر از اه, شما را در درک به محض این که شما وارد است که چیزی یا کسی که در اتاق قرمز وجود دارد". شواهد حضور در مقابل روحیه بازخرید نشده بسیار واضح است. تحریک شبح است که اغلب به جرم مرتبط, یک عمل بد و یا یک خاتمه قطعا نه از سن بی سر و صدا, قابل توضیح توسط مخالفت مشهود به سرنوشت از پیش تعیین شده. بی وفا کاساندرا قادر به کفاره این رویداد است, حضور او نشان می دهد که زمان صرف شده بود برای استراحت از مرگ کافی نیست. رستگاری فراروانشناختی است کمی برای انجام با عمل مسیحی, بخشش نمی تواند اجتناب از چه توسط حوادث "اتاق قرمز" تعیین شد, طرح ریزی شخصیت, بیرونی از محتویات روانی یک شخصیت قوی به عنوان کاساندرا ثابت می کند که. اما استروزاوولپه مکانهای دیگری را در خارج از دیوارها شامل افسانه هایی مانند "خانه راهبه ها و ناوچه ها" است که می توانید صدای زنجیر و ضربات ناشنوا به دیوارها را بشنوید. به نظر می رسد که ارواح سرگردان در اختیار دارند و برای شنیدن خود فقط از دیوارها عبور می کنند, فلزات, شیشه یا صداها. همه اینها در پایان نامه ای است که به نظر می رسد ارواح می خواهند با موجودات زنده ارتباط برقرار کنند و شاید داستان خود را بگویند تا کسی بتواند او را از موقعیت خونین خود نجات دهد. اما داستان از این قلعه هرگز بیش از, به عنوان مثال دو اکتشافات ساخته شده توسط یک تیم از سنگ تراش در 1970, یک تیم از کارگران در که رو به کار با سبوس و برش نامیده می شد, چکش و ابزار های دیگر. اما در اینجا یک روز دو کشف انجام می شود: یک مرغ سیاه به طرز عجیبی تازه دیواره ای به نظر می رسد و در عین حال متوجه می شوید که چگونه کارگر که در این بخش کار می کند به طرز عجیبی ناپدید شده است. هنگامی که سنگ تراشی از مرغ سیاه نابود شده است, یک شیشه سفال خالی وجود دارد و, در داخل یک بشکه, یک پوست سوخته که داستان یک گنج به خاک سپرده شده در شخصیت های گوتیک نوشته شده است. پس از تحقیقات بیشتر, ما یاد بگیرند که کارگر به طور ناگهانی با تمام خانواده برای یک مقصد ناشناخته سمت چپ. هیچ کس چیزی در این باره نمی دانست, اما همه به همان اندازه تصور می کرد که او با بهره گیری از, جایی, محتویات اورسیو باستان".

image map
footer bg