جزایر بادی از هفت جزیره واقعی تشکیل شده است که جزایر و صخره هایی که از دریا بیرون می آیند به آنها اضافه شده است. آنها حداقل از قرن هجدهم به دلیل ارائه مثالی از دو نوع فوران مورد مطالعه قرار گرفتهاند، ولکان - یعنی فورانهایی از نوع انفجاری که قطعات گدازهای را در جو منتشر میکند که در حین پرواز شکلی گرد به خود میگیرد - و استرومبولی - با انفجارهای کم انرژی که در فواصل زمانی متغیر به دنبال یکدیگر می آیند مشخص می شود.تاریخ جزایر بادی واقعاً بسیار قدیمی است.اولین کسانی که به آنها رسیدند بیشتر در لیپاری، بزرگترین جزیره ساکن شدند و دهکده ای واقعی را بر روی یک خار سنگ گدازه ساختند که اکنون به نام روکا دل کاستلو شناخته می شود. این جمعیت ها در آغاز هزاره چهارم قبل از میلاد وارد شدند. آنها بخشی از تمدن استنتینلی بودند که به احتمال زیاد از سیسیل در نزدیکی می آمدند و با وجود معادن متعدد ابسیدین جذب شدند، یک منبع اقتصادی بسیار جالب در آن دوره، زیرا قبل از کشف فلزات: ابسیدین از این سنگ برای ساخت سلاح و ابزار استفاده می شد. به نظر می رسد که از دوران نوسنگی ماده ای با ارزش بسیار زیاد بوده است.همانطور که با کشف فلزات که در حدود 2500 سال قبل از میلاد اتفاق افتاد، پیش بینی کردیم. و بنابراین بازار ابسیدین جایگاه خود را از دست داد حتی اگر جزایر بادی با توجه به موقعیت استراتژیک آنها در هر صورت تحت تأثیر قرار نگیرد.با تهاجم سایر جمعیتهای ایتالیایی در عصر آهن، قرنها به نیمه زوال افتاد، بیداری تنها از قرن 18 قبل از میلاد شروع شد. مهمتر از همه برای تماس های خوشحال کننده با یونان میسنی: این جزایر اغلب توسط مردم میسنی بازدید می شد و پایگاه های بسیاری نیز در اینجا برای کنترل راه های تجاری ایجاد شد. در طول قرن ششم قبل از میلاد. سرانجام لیپاری به درستی توسط گروههایی از یونانیان از تبار دوریک مستعمره شد، در اینجا آنها ناوگان قدرتمندی ایجاد کردند که با آن سرزمینهای اطراف را تسخیر کردند و کنترل تجاری خود را تضمین کردند. شواهد تاریخی واقعی با وقوع اولین جنگ پونیک در سال 264 قبل از میلاد اتفاق افتاد. جایی که لیپاری برای شکست امپراتوری روم با کارتاژنی ها متحد شد. بدیهی است با پیروزی امپراتوری در سال 252 ق.م. کنسول روم کایوس اورلیوس آن را به روم تسلیم کرد.علیرغم دوره شکوفایی تحت فرمان امپراتوری، با سقوط آن، جزایر دوره انحطاط واقعی را به ویژه تحت سلطه بیزانس طی کردند.احیای لیپاری تنها به دلیل فتح نورمن ها است که آن را دوباره آباد و مستحکم کردند و قلعه نیز ساختند.در طول قرون وسطی، بسیاری از جمعیتها از جزایر بادی مانند سوابیها، آنژوینها، آراگونیها عبور کردند. در دوره قرن چهاردهم بیش از همه به دلیل اختلافات بین آنژوین ها و آراگونی ها مجبور شد با درگیری های زیادی روبرو شود.متعاقباً دقیقاً در سال 1443 بخشی از دارایی های تاج ناپل شد و بنابراین لیپاری با جزایر اطراف رسماً به مالکیت پادشاهی ناپل درآمد.با این حال، رونق به دلیل هجوم مداوم ساراسین ها بسیار کم است. متأسفانه در سال 1544 یک ناوگان ترکیه به رهبری آریادنو بارباروسا شهر لیپاری را ویران کرد و تقریباً هشت هزار نفر را به بردگی برد.با این حال، به لطف چارلز پنجم، دوباره آباد و مستحکم شد... با این حال، این جزیره در سالهای بعد همیشه به دلیل حملات مداوم دزدان دریایی، زندگی آرامی نداشت.تنها زمانی که بخشی از پادشاهی دو سیسیل شد، لیپاری با جزایرش موفق شد دوباره مانند گذشته شکوفا شود، بیش از همه به دلیل اهمیت قابل توجه آن به عنوان یک توقف اجباری برای چندین خط کشتیرانی.