بر اساس سنت، منشاء پناهگاه را می توان در قرن چهارم، توسط سنت اوسبیوس، اولین اسقف ورچلی قرار داد.اولین اسناد مکتوب که از اوروپا صحبت می کند، به اوایل قرن سیزدهم باز می گردد، از وجود کلیساهای بدوی سانتا ماریا و سن بارتولومئو با ماهیت هرمیتی خبر می دهد که یک نقطه مرجع اساسی برای ویاتورها (مسافران) بود. ) که از مشرق به طرف دره آئوستا گذشتند.توسعه منظر حرم در طول زمان دستخوش دگرگونی های مختلفی شد تا اینکه به ابعاد تاریخی امروزی رسید.کلیسای مدونای سیاه قلب معنوی پناهگاه، کلیسای باستانی در قرن هفدهم و به دنبال عهدی که شهر بیلا به مناسبت همهگیری طاعون در سال 1599 داده بود، ساخته شد. در سال 1620، با تکمیل کلیسا، قبل از تاجگذاری رسمی که هر صد سال یک بار تاریخ حرم را مشخص می کرد. نما، طراحی شده توسط معمار فرانچسکو کونتی، ساده در ظرافت رگه های سبز سنگ اوروپا، با درگاه تیره تر که نشان ساووی دوک کارلو امانوئل دوم را در بالا دارد، که توسط دو فرشته سنگی پشتیبانی می شود، زیباتر شده است. . کتیبه حک شده بر نمای کلیسای باستانی: "O quam beatus, o Beata, quem viderint oculi tui": "اوه براستی او مبارک است ای باکره مقدس، او که چشمانت بر او تکیه می کند" از دهه های اول قرن. هفدهم سلامی است که زائر پس از رسیدن به مقصد، هنگام عبور از آستانه باسیلیکا دریافت می کند.این کلیسا در محلی که زمانی کلیسای باستانی سانتا ماریا در آن قرار داشت بزرگ شده است، مانند یک تابوت گرانبها، Sacellum Eusebian را حفظ می کند. نقاشی های دیواری گرانبهایی که قدمت آن به قرن چهاردهم بازمی گردد، اثر یک نقاش ناشناس، معروف به Maestro di Oropa، در کلاهک و روی دیوارهای داخلی Sacellum قابل مشاهده است. در سال 1957 پیوس دوازدهم آن را با عنوان "بازیلیکای کوچک پاپی" تزئین کرد.در داخل کلیسا مجسمه مدونای سیاه نگهداری می شود که از سنگ کاج توسط مجسمه مجسمه ساز دره آئوستا در قرن سیزدهم ساخته شده است. کت آبی، لباس و موهای طلایی قاب چهره ای مشکی شده است که لبخند شیرین و ریاضتش در طول قرن ها پذیرای زائران بوده است. مشخص شده است که گرد و غبار هرگز روی صورت مدونا و کودک نمی نشیند. این واقعیت به طور عمومی توسط can تایید شده است. آگوستینو پنا. مجسمه، با وجود قرن ها، هیچ نشانی از سایش ندارد. پای او با وجود لمس مکرر زائران، حتی با اشیاء یادگاری، حتی یک خراش نشان نمی دهد. در سال 1621 دو تلاش در زمانهای مختلف برای انتقال مجسمه مقدس به مکانی نزدیکتر به بیلا انجام شد. یکی در سمت کوسیلا، دیگری به سمت پرالونگو. اما هر دو تلاش ناموفق بود: در فاصله کوتاهی از پناهگاه، مجسمه چنان سنگین شد که حاملان نتوانستند به حمل آن ادامه دهند. وزن خارقالعادهاش را تنها زمانی از دست داد که آنها تصمیم گرفتند آن را به ساسلوم اولیهاش بازگردانند.شبیه ساز نشان دهنده مدونا در راز ارائه کودک در معبد و تطهیر او است. در واقع، کودک کبوتر را حمل می کند و باکره دست راست خود را با کف دست دراز می کند تا سکه های هدیه را محصور کند.در سال 1957 پیوس دوازدهم آن را با عنوان "بازیلیکای کوچک پاپی" تزئین کرد.در داخل کلیسا مجسمه مدونای سیاه نگهداری می شود که از سنگ کاج توسط مجسمه مجسمه ساز دره آئوستا در قرن سیزدهم ساخته شده است. کت آبی، لباس و موهای طلایی قاب چهره ای مشکی شده است که لبخند شیرین و ریاضتش در طول قرن ها پذیرای زائران بوده است. مشخص شده است که گرد و غبار هرگز روی صورت مدونا و کودک نمی نشیند. این واقعیت به طور عمومی توسط can تایید شده است. آگوستینو پنا. مجسمه، با وجود قرن ها، هیچ نشانی از سایش ندارد. پای او با وجود لمس مکرر زائران، حتی با اشیاء یادگاری، حتی یک خراش نشان نمی دهد. در سال 1621 دو تلاش در زمانهای مختلف برای انتقال مجسمه مقدس به مکانی نزدیکتر به بیلا انجام شد. یکی در سمت کوسیلا، دیگری به سمت پرالونگو. اما هر دو تلاش ناموفق بود: در فاصله کوتاهی از پناهگاه، مجسمه چنان سنگین شد که حاملان نتوانستند به حمل آن ادامه دهند. وزن خارقالعادهاش را تنها زمانی از دست داد که آنها تصمیم گرفتند آن را به ساسلوم اولیهاش بازگردانند.شبیه ساز نشان دهنده مدونا در راز ارائه کودک در معبد و تطهیر او است. در واقع، کودک کبوتر را حمل می کند و باکره دست راست خود را با کف دست دراز می کند تا سکه های هدیه را محصور کند.توسعه منظر حرم در طول زمان دستخوش دگرگونی های مختلفی شد تا اینکه به ابعاد تاریخی امروزی رسید.کلیسای فوقانی اثری باشکوه است که توسط آخرین نسلهای بیلز و بسیاری از ارادتمندان باکره برونا سفارش داده شده است، که شهادت آن در سرداب زیرین حق رای، که اسامی حکشده فداییان را در پوششهای مرمرین خود جای داده است، به جا مانده است. در اینجا می توانید مجموعه ای جالب و کمیاب از صحنه های تولد از سراسر جهان را تحسین کنید، گواهی ایمان و فرهنگ های مختلف که از مرزهای زمان و مکان عبور کرده اند تا به آغوش مدونای سیاه اوروپا برسید.