کلیسای کوچک دارای ساختار معماری بسیار ساده ای است: این کلیسا یک شبستان است که توسط طاق بشکه ای پوشیده شده است، با یک اپید کوچک که توسط طاق صلیب پوشیده شده است. برنامه نمادنگاری که توسط جوتو در این فضا درج شده است اساساً بر اساس داستان های برگرفته از زندگی باکره و مسیح است. طبق سنت، آخرین داوری بر روی نما (دیوار داخلی دیوار که درگاه ورودی در آن باز می شود) نشان داده شده است. داستان ها که به 39 صحنه تقسیم شده اند، بر روی سه گروه روی هم قرار گرفته اند. نوار چهارم، که در پایین ترین سطح قرار دارد، حاوی نمایش های تمثیلی از رذایل و فضائل است.چرخه نقاشیهای دیواری در پادوآ به صورت زمانی پس از ایجاد نقاشیهای دیواری در کلیسای بالایی آسیزی میآید، و رابطه بین این دو چرخه یکی از بحثبرانگیزترین نکات در کل تاریخ هنر ایتالیا است. در واقعیت، ناپیوستگی های سبکی بین دو چرخه بدون هیچ تردیدی مشهود است. ناپیوستگی هایی که اگر معتقد باشیم که دو چرخه به دو شخصیت هنری متمایز اشاره دارد، موجه است، در حالی که اگر دو چرخه توسط یک هنرمند باشد، توجیه کمتری دارند. این یکی از دلایلی است که ما را به این باور می رساند که شاید چرخه بالایی آسیزی را نتوان به جوتو نسبت داد، حتی اگر حضور او در سایت ساخت و ساز آسیسی را نتوان منتفی دانست. در عمل، حضور جوتو در محل ساخت و ساز آسیسی و سپس در رومی ها در حدود سال های 1298-1300، به او اجازه داد تا آن تسلط سه بعدی را به دست آورد که با قدرت زیادی در نقاشی های دیواری پادوآ آشکار می شود، اما هنوز با کمی عدم اطمینان. .در عمل، رابطه بین شکل ها و فضا به طور قابل توجهی بین دو چرخه نقاشی های دیواری تغییر می کند. در نقاشیهای دیواری آسیزی، فضا بیش از هر چیز در تعریف سطوح موقعیت فیگورها با دقت مشخص شده است. حتی عناصر معماری با علامت گذاری فضا به شیوه ای مناسب وارد بازنمایی ها می شوند: در عمل، هر پیکره فضای مربوط به خود را هم در فضای بصری نمایش و هم در فضای واقعی فرضی که ساخت تصویر از آن آغاز می شود، دارد. در نقاشیهای دیواری پادوآ، رابطه بین چهرهها و فضا همیشه به روشی قانعکننده حل نمیشود. و اینجاست که عدم قطعیت جوتو مورد توجه قرار می گیرد که در مقایسه با نقاشی های دیواری آسیزی یک تکامل نیست بلکه یک گام به عقب است. این را می توان به ویژه در برخی از نقاشی های دیواری مانند تولد باکره مشاهده کرد، که در آنها به وضوح اشاره شده است که فضای داخلی خانه به هیچ وجه نمی تواند با حجم خانه مطابقت داشته باشد. زنی که به بیرون نگاه می کند بین فضای تخت و دیواری که در در آن باز می شود فشرده می ماند: ساختمان ظاهرا فاقد «فضا» است.برای بقیه، شباهت های سبکی بین کلیسای کوچک Scrovegni و نقاشی های دیواری کلیسای بالایی Assisi بسیار زیاد است. دلیل دیگری برای این باور است که زبان جوتو در واقع در آسیزی و در تماس با مکتب رومی شکل گرفته است که احتمالاً نقاشی های دیواری سنت فرانسیس به آن نسبت داده می شود.سبک جوتو، که قبلاً به طور کامل در پادوآ سازماندهی شده بود، با اجزای دیگری مشخص می شود که مطمئناً نتیجه سفر فردی استاد فلورانسی است. به ویژه در نقاشیهای دیواری پادوآ، گرانش بیشتر اجساد را مشاهده میکنیم. در عمل، حجم ها به لطف استفاده بسیار ماهرانه از کیاروسکورو، که بی شک جوتو استاد مطلق آن است، بسیار گردتر است. اما نه تنها. این ارقام واقعاً «وزن» دارند، به این معنا که در هوا معلق به نظر نمیرسند، اما در واقع روی یک سطح پشتیبانی قابل قبول (کف، زمین یا موارد دیگر) قرار دارند.در نقاشیهای دیواری پادوآ، ما به یک تحقیق بیسابقه برای چشمانداز هنری آن زمان اشاره میکنیم: نمایش کوتاهسازی. در نقاشی قرون وسطی، و به طور خاص در نقاشی بیزانسی، چهره ها همیشه در وضعیت پیشانی یا در یک کوتاه شدن جزئی سه چهارم قرار دارند. در نقاشیهای دیواری آسیزی، مانند نمونههای دیگر نقاشی ایتالیایی آن زمان، به تمایل نقاشان برای رهایی از این تعهد جبههگرایی اشاره میکنیم، و چهرهها و چهرهها نیز به شکل نیمرخ یا از زوایای مختلف نشان داده میشوند. جوتو فراتر می رود. این به نمایه محدود نمی شود، بلکه چهره هایی را که برای اولین بار آنها را نشان می دهد از پایین کج می کند. این را می توان برای مثال در سر سربازان رومی که در مقبره مسیح خوابیده اند مشاهده کرد. این اولین بار است که چنین اتفاقی می افتد، با پیش بینی تکنیکی که موفقیت قابل توجهی در رنسانس خواهد داشت.در عمل، جوتو، در نقاشی های دیواری پادوآ، تسلط زیادی در ساخت و بازنمایی پیکره انسان نشان می دهد، نه در ساخت فضا. و این علیرغم اعمال فضیلت بسیار زیاد "کورتی": اولین ترومپ روغن نقاشی غربی. در این دو پانل، جوتو فضایی را شبیه سازی می کند که وجود ندارد، و توهم فوق العاده ای از شکستن صفحه نقاشی دیواری ایجاد می کند. اما این ترفند موفق شد زیرا نمایش شامل اشکال نیست و نشان می دهد که مشکلی که پس از آن شاهد تکرار آن در سراسر نقاشی گوتیک قرن چهاردهم و پانزدهم خواهیم بود، دقیقاً دانستن چگونگی ادغام پیکره ها و فضای معماری یا طبیعی است. که در آن چهره ها عمل می کنند.بر روی دیوار نمای جلویی، جوتو یک آخرین قضاوت باشکوه را نقاشی کرد که احتمالاً کمک زیادی در آن نقش داشته است. در مجموع، تصویر ترکیبی از سنت دارد، اما یک جزئیات در اینجا نیز کاملاً جدید است: انریکو اسکرووینی در زیر در عمل اهدای کلیسای کوچک به کلیسا نشان داده شده است. جزییات به عنوان موضوع منتشرنشده نیست، با توجه به اینکه در آثار دیگر، بیش از هر چیز روشن، دوره رومنسک و گوتیک یافت می شود: منتشر نشده است زیرا نه یک حاکم یا یک پاپ، بلکه یک بورژوا است که نماینده آن است. این، در آغاز قرن چهاردهم، به ما نشان میدهد که زمانها از منظر اجتماعی چقدر تغییر کردهاند: هنر دیگر تنها بازنمایی قدرت سلطنتی یا مذهبی نیست، بلکه نشان دهنده قدرت اقتصادی جدید است. صنعتی و تجاری که در سناریوی واقعیت های شهری جدید زمان ظهور می کند.(مورانته)