تاریخچه مربوط به این مجسمه به دوران یونانی-رومی ناپل باز میگردد، زمانی که بسیاری از مصریان در منطقهای که این بنای تاریخی هنوز پابرجاست (از اسکندریه در مصر) ساکن شدند. مستعمرات از طبقات مختلف اجتماعی، مسافران، بازرگانان و بردگان تشکیل شده بودند.مردم ناپل در برابر این پدیده مخالفت نکردند، به طوری که مستعمرات به افتخار رودخانه وسیع مصر، "نیلسی" نامیده شدند. بنابراین اسکندریه ها تصمیم گرفتند مجسمه ای برپا کنند که آنها را به یاد رود نیل می اندازد و به درجات الوهیت ارتقا می یابد و رفاه و ثروت را برای سرزمین مادری خود به ارمغان می آورد.در قرنهای بعد، پس از فراموشی، مجسمه بدون سر در اواسط قرن دوازدهم پیدا شد، زمانی که ساختمان صندلی در منطقه لارگو فعلی ساخته شد، بنابراین در گوشه بیرونی همان ساختمان قرار گرفت. .بارتولومئو کاپاسو این فرضیه را مطرح کرد که در خلال کارهای تخریبی که بر بخشی از ساختمان باستانی مقر نیلو تأثیر گذاشت (که بقایای آن طبق گفته روبرتو پانه را می توان در سه رواق گنجانده شده در دیوارهای کاخ پیگناتلی دی توریتو یافت) پیدا شد. نه قبل از سال 1476، زمانی که خانواده های صندلی، با توجه به فرسودگی ساختمان، بخشی از صومعه سانتا ماریا دونارومیتا را برای مقر جدید خریداری کردند.به دلیل نبود سر که امکان شناسایی مشخصی از موضوع را نمی داد، به اشتباه به دلیل وجود چند کودک (پوتی) که به نظر می رسد در حال شیر دادن به مادر خود هستند، از آن به مجسمه یک شخصیت زن تعبیر شد. بنا بر تواریخ باستانی، این اثر که از تواریخ قرن چهاردهم پارتنوپ و شرح مکانهای باستانی در ناپل در سال 1549 توسط بندتو دی فالکو شروع میشود، نماد شهری مادری بود که از فرزندانش پرستاری میکند. از این رو نام cuorpo'e Napule (جسد ناپل) متولد شد، همچنین در ساحل جایی که هنوز در آن قرار دارد، به وجود آمد. این نسخه همچنین عمدتاً توسط آنجلو دی کوستانزو ارجاع می شود، که در سال 1581 با نام مستعار مارکو آنتونیو ترمینیو عذرخواهی از سه کرسی برجسته ناپل را نوشت، جایی که او مدعی اشرافیت بیشتر سه کرسی (یا کرسی) پورتو، پورتانوا و مونتانیا به ضرر دو کرسی نیلو (تعریف شده با فساد «نیدو») و کاپوانا، که از کرسی های آنها به همان اندازه ادعای برتری داشتند. نسخه دی کوستانزو ترمینیو نیز توسط کامیلو توتینی، جووانی آنتونیو سامونته و در زمانهای بسیار اخیر توسط لودوویکو د لا ویل سور یلون گزارش و به اشتراک گذاشته شده است.تنها در سال 1657، زمانی که ساختمان صندلی قدیمی به طور کامل تخریب شد، مجسمه بر روی پایه قرار گرفت و به ابتکار خانواده های صندلی توسط مجسمه ساز بارتولومئو موری، که مجسمه را با سر یک مرد ریش دار ادغام کرد، بازسازی شد. آن را با بازوی راست آورد و قرنیز، سر تمساح را در پای خدا، سر ابوالهول را که زیر بازوی چپ قرار داده بود و پوتی های مختلف را آورد. سرانجام، کتیبه ای بر روی پایه به یادگار گذاشته شد که متن آن، حتی اگر به صورت غیر دقیق [1]، توسط توماسو دی روزا در اثر خود در سال 1702 با عنوان گزارش های تاریخی از منشاء ناپل، ایجاد شده با کمک عمویش ایگناتیوسپس از مفقود شدن اولین کتیبه و آسیب دیدن مجسمه، در سال 1734 کتیبه دیکته شده توسط محقق مشهور متئو اگیزیو اعمال شد که هنوز هم می توان آن را امروز خواند، به مناسبت کار مرمتی که توسط خانواده های نجیب دنتیس و کاراچیولو حمایت می شود. و توسط شخصیت های مختلف از جمله معمار فردیناندو سانفلیس تبلیغ می شود.بازسازیهای عظیم دیگری توسط آنجلو ویوا مجسمهساز بین پایان قرن هجدهم و سالهای اول قرن نوزدهم بر روی قسمتهایی که موری ادغام کرده بود، انجام شد که ظاهراً باید در این مدت دچار خرابکاری شدیدی شده باشد. همان مجسمهساز به صراحت از مجسمهای میگوید که اکنون به یک «نیمتنه یک دست» تبدیل شده است و تقریباً تمام اندامها و تقریباً تمام عناصر تزئینی اطراف آن را از ابتدا بازسازی کرده است.در طول دوره دوم پس از جنگ، دو نفر از سه پوتی که خدای زیر را احاطه کرده بودند و همچنین سر ابوالهول که مشخصه بلوک مرمر بود، جدا شدند و به سرقت رفتند، احتمالاً برای فروش مجدد در بازار سیاه. سر ابوالهول در سال 2013 در اتریش، شصت سال پس از سرقت، توسط یگان حفاظت از میراث هنری کارابینری پیدا خواهد شد.