ملکه تئودولیندا، یک فرمانروای زیبا و باهوش، بین قرنهای 6 و 7 پس از میلاد بر سرزمینهای امروزی در دره پو سلطنت میکرد. او از طریق انتخابهای شجاعانه با ماهیت مذهبی، علیرغم وضعیت زنانهاش و موقعیت سیاسی پراکنده آن زمان، معمار ادغام دو قوم بود، یکی لومباردی از تعلق و دیگری رومی فرزندخواندگی، پس از مهر و موم. تهاجمات بربرها کلیسای کوچکی به همین نام به تئودولیندا اختصاص داده شده است که در داخل کلیسای جامع مونزا، یکی از مهمترین شواهد هنری قرن پانزدهم لومبارد واقع شده است.در سمت چپ اپید مرکزی قرار دارد. این نقاشی توسط زاواتاری، خانواده ای از نقاشان فعال در لمباردی در نیمه اول قرن پانزدهم، نقاشی شده است. این کلیسا که توسط یک دروازه بسته شده است شامل یک طاق چند ضلعی گوتیک است که با دنده ها پوشانده شده است و تاج آهنی و تابوتخانه را در خود جای داده است که در سال 1308 بقایای ملکه تئودولیندا به آنجا منتقل شد.این کلیسا در دو مرحله بین سالهای 1441-44 و 1444-46 و به احتمال زیاد توسط چهار "دست" مختلف نقاشی شده است، که برخی از محققان پیشنهاد می کنند که با همین تعداد از اعضای خانواده زواتاری شناسایی شوند. آنها بر اساس یک تحلیل دقیق سبکی، در واقع معتقدند که تصور کلی و پروژه چرخه را باید به فرانسکینو زاواتاری، که اجرای 12 صحنه اول را نیز بر عهده دارد، ارجاع داد. به اصطلاح "استاد دوم مونزا"،شاید با جیووانی قابل شناسایی باشد، او در عوض افراد 13 تا 34 را رهبری می کرد. بنابراین گرگوریو مسئول صحنه های 35 تا 41 خواهد بود، در حالی که "چهارمین استاد مونزا"، شاید آمبروجیو، نویسنده 4 فینال خواهد بود. صحنه 32، که در آن امضا و تاریخ 1444 ظاهر می شود، از نظر برخی نه تنها یکی از قله های شاعرانه این چرخه است، بلکه نقطه اتصال بین کمپین تصویری اول و دوم است، همانطور که یافته های آرشیوی اخیر نیز چنین است. گواهی این 45 صحنه داستان ملکه تئودولیندا را روایت می کند که از روایت های تاریخی پائولو دیاکونو (قرن هشتم)، نویسنده Historia Langobardorum، و Bonincontro Morigia (قرن چهاردهم)، نویسنده کتاب شروع می شود.Chronicon Modoetiense. در زمینی به مساحت حدود 500 متر مربع وd که در پنج فهرست روی هم قرار گرفته است، روایت یک مسیر افقی از چپ به راست و از بالا به پایین را دنبال می کند و به شرح زیر تقسیم می شود: صحنه های 1 تا 23 مقدمات و عروسی بین تئودولیندا، شاهزاده خانم باواریا، و اوتاری را توصیف می کند. ، پادشاه لومباردها، با مرگ پادشاه پایان یافت. از صحنه 24 تا 30 مقدمات و عروسی بین ملکه و همسر دومش آگیلولفو به تصویر کشیده شده است. از سال 31 تا 41 بنیاد و وقایع اولیه کلیسای مونزا و به دنبال آن مرگ شاه آگیلولف و ملکه به تصویر کشیده شده است. سرانجام، صحنه های 41 تا 45 تلاش تاسف بار برای تسخیر مجدد ایتالیا توسط کنستانس امپراتور شرقی و بازگشت غم انگیز او به بیزانس را نشان می دهد.با باز شدن صحنه ها، بسته به اهمیت لحظات روایت شده، سرعت داستان کندتر یا فشرده تر می شود. کمتر از 28 مرحله از داستان نیز به صحنه های عروسی مربوط به دو عروسی ملکه اختصاص دارد: شرایطی که ما را به این باور می رساند که نقاشی ها همچنین به عنوان ادای احترام به بیانکا ماریا ویسکونتی، بر اساس قیاسی که لومبارد را به هم مرتبط می کند، در نظر گرفته شده است. ملکه دوشس لومبارد، که در سال 1441 با فرانچسکو اسفورزا ازدواج کرد، بنابراین آرزوی او برای جانشینی فیلیپو ماریا ویسکونتی در منزلت دوکی میلان مشروعیت بخشید. صحنه های زیادی در رابطه با زندگی دربار - رقص ها، مهمانی ها، ضیافت ها، سفرهای شکار - و همچنین سفرها وجود دارد. و نبردها و جزئیات متعدد در مورد مد و لباس های آن زمان که توسط قهرمانان ارائه می شدi: لباس، مدل مو، سلاح و زره، اثاثیه، نگرش و نگرش. همه اینها یکی از غنیترین و خارقالعادهترین بخشهای شرایط و وضعیت را فراهم میکندزندگی درباری در قرن پانزدهم میلان، شاید اروپایی ترین محیط در ایتالیابه هنگام.رویه پیچیده مورد استفاده نویسندگان - که در آن مواد و تکنیکهای مختلف مانند نقاشیهای دیواری، مزاج خشک، لوح برجسته، تذهیب و ورق نقره با هم وجود دارند - تطبیقپذیری عملیاتی فوقالعاده کارگاه را نشان میدهد و به فضای مجللی که بر دادگاهها و دادگاهها حاکم بود کاملا پاسخ میدهد. اشراف آن زمان